یه جونور عجیب :: 9/10/85:: 2:3 صبح
لذت شیرین انتقام هنگامی که با حس آزار دهندهی احترام در میآمیزد
حاصلش چیزی جز سکوتی تلخ نیست
** دوستان خوبم ب علت لغو مجوز قسمت دوم متن زیر توسط خودم فعلا همین یه جمله که سر زنگ حسابان اومد چیزی ندارم بگم باید سیخ کاکتوس یه سری چیزا رو از تو قالب نوشتش بر داره تا یه موقع ........................
قربونه همگی تا بعد بابای
یه جونور عجیب :: 9/10/85:: 2:2 صبح
این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت میشود و بیشتر به صورت یک ترکیب با ماده ای چون انیدرید تبلوروسولفات خود بینی در منازل یافت میشود...
طرز تهیه:
برای تهیهی این عنصر باید مقداری اکسید اسکناس و نیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده پس از مدتی گاز نازوسولفور عشوه متساعد میشود در نتیجه به صورت رسوب ته ویلا باقی میماند. البته از زبان چرم و نرم هم میتوان به عنوان کاتالیزور استفاده کرد.
خواص شیمیایی:
بعضی از انواع این عناصر بسیار زشت و بد قیافه بوده و میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات پودر و سولفات رژ واکسید سرمه دارند... پس از ترکیب با این مواد نسبتا قابل تحمل میشوند.
بعضی از انواع این عنصر با کمی خورده شیشه همراهند و خاصیت شوهر آزاری شدیدی دارند . برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن را در یک سیستم سر بسته مثل اتاق قرداده و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نموده...
خواص فیزیکی:
از جنس بسیار نرم و حساس میباشد وبه سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار میگیرد. اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوز آوری به نام آیوپاک(هوو) به آن اضافه کنید فورا ذوب شده و به سورت اشک روان در می آید در این حالت اصلا میل به ترکیب با مرد را ندارد اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند و اکسید هدیه و مقدار فراوانی سولفات معذرت میخوام آنچنان با این عنصر ترکیب میشود که جدا شدنی نیست .
تذکر: نوع سخت این عنصر را میتوان با حرارت یک پالتو پوسی نرم کرد.
****خوب حالا دیدید اگه زود قضاوت نکنید من به اینام میزنم دیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا برو حال کن تا متن بعدی که دوباره نوبت تو بشه 



یه جونور عجیب :: 9/10/85:: 2:1 صبح
* سلام دوستان خوبید؟ راستش نمیذارن که من آروم بشینم سرم به کار خودم باشه و چون من متعلق به شما و خواستههاتونم بنابراین بنا به در خواست شما قسمت دوم اون مطلب رو نوشتم

*مردها مثل «مخلوط کن» هستند:
در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد.
*مردها مثل «آگهی بازرگانی» هستند:
حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد.
*مردها مثل «کامپیوتر» هستند:
کاربریشان سخت است و هرگز حافظهای قوی ندارند.
*مردها مثل «سیمان» هستند:
وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی.
*مردها مثل «طالع بینی مجلات» هستند:
همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه میگویند.
*مردها مثل «جای پارک» هستند:
خوبهایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی که باقی ماندهاند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم
*مردها مثل «پاپ کورن» (ذرت بو داده) هستند:
بامزه هستند ولی جای غذا را نمیگیرند.
*مردها مثل «باران بهاری» هستند:
هیچوقت نمیدانید کی میآیند، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود.
*مردها مثل «پیکان دست دوم» هستند:
ارزان هستند و غیر قابل اطمینان.
*مردها مثل «موز» هستند:
هرچه پیرتر میشوند وارفتهتر میشوند.
*مردها مثل «نوزاد» هستند:
در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشوید
*مردها بازم مثل کامپیوترهستند:
به زودی مدل بهتری از اونی که داری به بازار میاد.
*مردها مثل کارشناسان هوا شناسی هستند:
اولش که حرف میزنن فکر میکنی چیزی حالیشونه اما فرداش میفهمی که یه مشت چرندیات تحویلت دادند.(من که دیگه تازگیا همون اول میفهمم که چرندیاته)
* یه مرد متاهل تنهایی میره مسافرت. وقتی برمیگرده زنش میپرسه
خوش گذشت؟
عالی بود! خیلی کیف کردم
خوب حالا چقدر خرجت شد؟
ده هزار دلار
خوب معلومه که حسابی دعواشون میشه. خانمه میگه حالا که اینجور شد من هم تنها میرم مسافرت. وقتی برمیگرده شوهره میپرسه
خوش گذشت؟
عالی بود! خیلی کیف کردم!
خوب حالا چقدر خرجت شد؟
ده دلار!
مگه میشه؟
چرا نمیشه؟ شب اول ده دلار دادم یه نوشیدنی دم بار خوردم, بعد با یه احمقی مثل تو آشنا شدم
* مرد یعنی همون احساس بد که گاه گاه به سراغت میاد و دیوونت میکنه نه روت میشه یه کسی بگی نه از شرش خلاص میشی {}
* مرد مجرد: مردیست که فرصت بدبخت کردن یک زن را از دست داده است!
* مردها همه مثل هماند فقط صورتهایشان فرق میکند!
* عشق «کور» است اما ازدواج واقعا «چشم بازکن» است!
* اگر مردی از شما پرسید به چه دسته کتابی علاقهمندید بگویید به دسته چک! عمری بفهمه فرقشون چیه!!!!
* به یاد داشته باشید شوخی کردن با مرد برای او این مفهوم را ندارد که دارید به او جوک و لطیفه تعریف میکنید، بلکه آنها فکر میکنند که دارید به آنها میخندید و دستشان میاندازید!
*اگر مرد به قصد قهر، خانه را ترک کرد شما هم در را ببندید!
* بهترین راه برای وادار کردن یک مرد به انجام دادن کاری اینست که به او بگویید برای انجام آن کار خیلی پیر است
*** دیگه فکر کنم روی همگیتون کم شد پس دیگه میرم دنبال یه جور دیگه اذیت کردن
بابای
یه جونور عجیب :: 9/10/85:: 2:0 صبح
سوسیالیسم : دو گاو دارید.یکی را نگه می دارید.دیگری را به همسایهء خود می دهید.
کمونیسم : دو گاو دارید.دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند..
فاشیسم : دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید.دولت آن را به شما می فروشد..
کاپیتالیسم : دو گاو دارید.هر دوی آنها را می دوشید.شیرها را بر زمین می ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند..
نازیسم : دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد..
آنارشیسم : دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند..
سادیسم : دوگاو دارید.به هر دوی آنها تیراندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید..
آپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید..
دولت مرفه : دو گاو دارید.آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بنوشند..
بوروکراسی : دو گاو دارید.برای تهیهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید..
سازمان ملل : دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند.آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می کنند.نیوزلند رای ممتنع می دهد..
ایده آلیسم : دو گاو دارید.ازدواج می کنید.همسر شما آنها را می دوشد..
رئالیسم : دو گاو دارید.ازدواج می کنید.اما هنوز هم خودتان آنها را می دوشید..
متحجریسم : دو گاو دارید.زشت است شیر گاو ماده را بدوشید..
فمینیسم : دو گاو دارید.حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید..
پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید.از هر کدام شیر بدوشید فرقی نمی کند..
لیبرالیسم : دو گاو دارید.آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود..
دموکراسی مطلق : دو گاو دارید.از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه..
سکولاریسم : دو گاو دارید.پس به خدا نیازی نیست..
*** اگه تکراری بود برات... اصلا مهم نیست میخواستی جای دیگه نخونی
...فعلا بابای
یه جونور عجیب :: 9/10/85:: 1:49 صبح
لطفا نظر بدید ...
9 نفر از این وبلاگ دیدن کردند ...
اینجا قبلا ماله کسی بوده ...
احتمالا دنبال ایشون می گشتند ...
لیست کل یادداشت های این وبلاگ